پرسش و پاسخ
-
شبهة آيين جديد چیست ؟
در برخي از روايات آمده است كه زماني كه امام زمان ظهور ميكند، به امر جديد ميآيد و دستوراتش جديد است و كتاب و سنت جديد ميآورد. مگر ايشان پيامبر است كه آيين جديد بياورد؟ آيا دستورات ايشان ناسخ دستور پيامبر گرامي اسلام است؟
پاسخ: در اين باره دو دسته روايت وجود دارد. دستة اول رواياتي است كه منشأ توهم دين جديد شده است. رواياتي مانند فرمايش امام صادق: يصنَعُ ما صَنَعَ رَسولُ الله، يهدِمُ مَا كانَ قَبلَهُ كما هَدَمَ رَسولُ الله أمرَ الجاهِليةِ وَيستأنِفُ الإسلامَ جَديداً، و يا روايتي ديگر كه امام صادق ميفرمايد: إذا خَرَجَ القائِمُ يقُومُ بِأمرٍ جَديدٍ وَكتابٍ جَديدٍ وسُنَّةٍ جَديدٍ وَقَضاءٍ جَديدٍ... .
دستة ديگر رواياتي است كه در آن تصريح شده است مهدي به سنت جدش رسولالله عمل ميكند. مانند روايتي از رسولالله كه فرمودند: يخرجُ رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتي وَيعمَلُ بِسُنَّتي، و يا روايتي ديگر از رسول گرامي اسلام كه فرمودهاند: القائمُ مِن وُلدي اسمُهُ اِسمي وكنيتُهُ كنيتي وَشَمَائِلُهُ شَمَائِلي وَسُنَّتُهُ سُنَّتي يقِيمُ النَّاسَ علي طاعَتي وَشَريعَتي وَيدعُوهُم إلي كتابِ رَبِّي.
طرفداران شبهة آيين جديد تنها به روايات دستة اول استناد ميكنند و نسبت به دستة دوم ساكتاند و حالآنكه جمع اين روايات به اين است كه بگوييم در زمان غيبت بدعتهايي در دين اسلام گذاشته ميشود و احكام اسلام و قرآن مطابق ميل مردم تأويل و تفسير ميشوند و بسياري از حدود و احكام چنان فراموش ميشود كه گويا اصلاً جزء اسلام نبود. با ظهور حضرت، دوباره احكام اصيل اسلامي زنده ميشود و مردم گمان ميكنند دين جديدي آورده شده است. قبل از ظهور حضرت، بسياري از مردم قرآن و دين را آنگونه كه دوست دارند، تفسير ميكنند. بديهي است كه اگر با تفسير جديدي از جانب آن حضرت مواجه شوند كه مخالف تفسير آنان است، آن را دين جديد بخوانند. در نتيجه مراد از آيين جديد، اصلاح دين و بازگشت به احكام اصيل اسلامي است كه قبل از ظهور حضرت از بين رفته بودند. -
شبهة چگونگي بهرهمندي از امام غايب چیست ؟
فايدة امام غايب چيست؟ امامي كه قرنها غايب بوده و نه دين را ترويج و نه مشكلات جامعه را حل ميكند و نه پاسخ مخالفان را ميدهد و نه امربهمعروف و نهيازمنكر ميكند و نه از مظلومي دفاع ميكند و نه حدود و احكام الهي را جاري ميسازد و... واقعاً وجودش چه سودي دارد؟
پاسخ: علامه طباطبايي در پاسخ به اين پرسش كه «چگونه ميتوان از امام غايب بهرهمند شد» ميفرمايد امام معصوم وظيفة هدايتي خود را به دو گونه اعمال ميكند: (1) هدايت به معناي ارائة طريق و (2) هدايت به معناي ايصال به مطلوب. امام براي اجرا و اعمال هدايت نوع اول نياز به حضور فيزيكي در ميان مردمان دارد؛ اما براي هدايت نوع دوم نيازي به حضور جسماني و مراودة حضوري با مردم ندارد.
به تعبير ديگر، بايد دانست كه وظيفة امام در بيان صوري معارف و راهنمايي ظاهري مردم خلاصه نميشود؛ بلكه امام همانطور كه وظيفة راهنمايي ظاهري مردم را به عهده دارد، همچنان ولايت و رهبري باطني اعمال را نيز بر عهده دارد و اوست كه حيات معنوي مردم را تنظيم ميكند. بديهي است كه حضور يا غيبت جسماني امام در انجام وظيفة هدايتي نوع دوم تأثيري ندارد؛ زيرا امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد؛ اگرچه از چشم جسماني ايشان پنهان است.
پاسخ ديگري كه به اين سؤال داده شده، اين است كه همة ابعاد وجود امام لطف است. بنابراين، اصل وجود امام، صرفنظر از ساير ابعاد وجودياش، لطف است؛ زيرا وجود امام به معناي وجود انسان كامل در نظام احسن الهي است و اين چيزي است كه مقتضاي علم الهي و رحمت و كمال مطلق اوست. افزون بر اين، تصرف امام نيز لطفي ديگر است؛ اعم از اينكه اين تصرف، ظاهري باشد يا باطني و اعم از اينكه تصرف، در جن باشد يا انس يا غير اينها. حال اگر مانعي براي حضور و ظهور امام وجود داشته باشد، اين به لطف بودن امام در ساير ابعاد ضرري نميزند؛ زيرا مانعِ ظهور، او را از يك يا چند بعد از ابعاد لطف وجودياش بازداشته است و نه از همة آنها.
از ديگر فوايد وجود امام اين است كه وجود امام و رهبريت معصوم ديني و اجتماعي، ولو در پس پردة غيبت، براي سازماندهي اجتماعي جامعة مؤمنان منبع بيپايان انرژي و تحرك و استقامت است. امام صادق در پاسخ يكي از يارانش كه گفت: «مردم چگونه از حجت غايب پنهان بهرهمند شوند» فرمودند: «همانگونه كه از خورشيدِ در پشت ابر بهره ميبرند». امام زمان خود نيز در نامهاي وجود شريف خويش را در دوران غيبت به خورشيد در پسِ ابر تشبيه كرده است. اين تشبيه نشاندهندة آن است كه نور وجود و هدايت و ساير كمالات و بركات به يُمن خورشيد وجود او به انسانها ميرسد.
حالت انتظار، و اعتقاد به وجود غايبانة يك رهبر عادل، ظلمستيز و بينظير، موجب پايداري و استقامت مؤمنان در امر دينداري و دوري از ظلم به ديگران و امثال آن ميشود؛ زيرا هركسي ميداند كه در حكومت مهدي ـ كه بهصورت ناگهاني و بدون اطلاع قبلي ممكن است هرلحظهاي بر پا شود ـ حق مظلوم از ظالم ستانده ميشود. بنابراين، انتظار فرج و وجود امام غايب، بهمنزلة يك نيروي بازدارندة بسيار قوي است كه ميتواند تا حد بسيار زيادي از ارتكاب جرايم جلوگيري كند. -
جمع بندي مباحث مهدویت چیست ؟
1) اعتقاد به موعود، اعتقادي بنيادين و مشترك ميان اديان است.
2) خداي متعال در آيات متعدد وعدة تحقق حكومت عدل الهي را در سراسر گيتي داده و آن را يكي از اهداف پيامبران معرفي كرده است. از سوي ديگر، ميدانيم كه اين هدف تا به حال محقق نشده است. بنابراين، لازم است كه اين مقصود توسط آخرين امام معصوم و آخرين جانشينِ پيامبر تحقق يابد.
3) قرآن كريم در آيات متعددي با قاطعيت از پيروزي نهايي اسلام و آيندة درخشان و سعادتمندانة بشريت سخن گفته است. اين آيات در روايات متعددي از سوي پيامبر و ساير امامان به زمان ظهور مهدي موعود تطبيق شده است.
4) مجموعة بسيار وسيعي از روايات در مجامع معتبر روايي، اعم از منابع اهل سنت و منابع شيعي، وجود دارد كه مسئلة مهدويت و ابعاد و جوانب مختلف آن را تبيين كردهاند. صرفنظر از انديشمندان شيعي، بسياري از حديثشناسان اهل سنت نيز روايات مهدويت را متواتر دانستهاند. برخي از محققان، شمار اين روايات را بيش از ششهزار حديث ميدانند.
5) مسائل متعددي مانند امتحان الهي، حفظ جان امام زمان، و فراهم آمدن زمينة پذيرش حق در جهان، در روايات بهعنوان حكمت و راز غيبت امام زمان معرفي شدهاند. اين مسائل هرچند در جاي خود داراي اهميت هستند، به نظر ميرسد بهترين تبيين از علت غيبت، همان است كه در برخي از روايات نيز آمده است و آن اينكه كسي جز خداي متعال به سرّ و رمز اين كار واقف نيست. خداي متعال حكيم است و همة كارهاي او نيز حكيمانهاند. بنابراين، حتماً در غيبت امام زمان نيز حكمتي هست؛ هرچند ممكن است كسي جز خود او حكمت واقعي اين كار را نداند.
6) ايدة مهدويت در تشيع بهعنوان يك فلسفة بزرگ جهاني مطرح است. موعود اسلام، داراي هدف و برنامهاي جهاني است. بنابراين، نبايد تصوير و تفسيري قومي، قبيلهاي و منطقهاي از اين حقيقت ارائه داد.
7) خرد تاريخي، ابهام روايات مربوط به علايم ظهور، امكان سوءاستفادة فرصتطلبان، احتمال سست شدن ايمان پارهاي از پيروان، و همچنين نهي اكيد ائمه از تعيين وقت براي زمان ظهور، موجب ميشود كه از هرگونه تطبيق و مصداقيابي قطعي و غيركارشناسي علايم ظهور پرهيز كنيم.
8) توجه به آسيبشناسي مهدويت، كمك شاياني به حفظ اين انديشه و فهم درست مسئلة انتظار دارد.
9) پيروي از مدعيان دروغين نيابت، زمان و مكانگرايي، خرافهگرايي، نگاه صرفاً عقلاني به امام زمان، همچنين عدم توجه به وظايف عصر ظهور، و عدم توجه به مهدويت در بحث تعليم، تربيت و تبليغ از آسيبهاي جدي در بحث مهدويت است. -
برخي از منابع مطالعاتي بحث مهدویت کدامند ؟
1) اميني، ابراهيم، دادگستر جهان، چاپ سيزدهم، شفق، قم، 1372ش.
2) حكيمي، محمدرضا، عصر زندگي و چگونگي آيندة انسان و اسلام (پژوهشي در انقلاب جهاني مهدي)، چاپ پنجم، بوستان كتاب، قم، 1381ش.
3) ـــــــــــــــــ ، خورشيد مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1360ش.
4) طاهري، حبيبالله، سيماي آفتاب، زائر، قم، 1380ش.
5) عليزاده، مهدي، نشانههاي يار و چكامة انتظار، انتشارات مسجد جمكران، قم، 1379ش.
6) العميدي، ثامر هاشم، در انتظار ققنوس (كاوشي در قلمرو موعودشناسي و مهديباوري)، ترجمة مهدي عليزاده، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، 1379ش.
7) قائمي، علي، در مكتب امام مهدي، [بينا]، [بيجا]، [بيتا].
8) گفتمان مهدويت (سخنرانيهاي گفتمان سوم)، تدوين مؤسسة فرهنگي انتظار نور، بوستان كتاب، قم، 1381ش.
9) مطهري، مرتضي، قيام و انقلاب مهدي (از ديدگاه فلسفة تاريخ)، چاپ چهاردهم، صدرا، تهران، 1373ش.
10) مكارم شيرازي، ناصر، حكومت جهاني مهدي، چاپ يازدهم، نسل جوان، قم، 1380ش.
سایت رسمی
مرکز آموزش مجازی ونیمه حضوری موسسه امام خمینی بلوار امین 20متری گلستان پلاک 27
Daftar.ictu@qabas.net
(+98)25-32908193
