پرسش و پاسخ

  • البته دربارة آسيب‌شناسي مهدويت موارد ديگري نيز وجود دارد كه توجه به آنان سبب مي‌شود شيعيان در گرداب شبهات و تحريفات ديني قرار نگيرند و با بصيرت ديني منتظر ظهور فرج باشند؛ زيرا منتظران مصلح، خود بايد صالح باشند. بدانند، بفهمند و عمل كنند تا خود و جامعة خود را اصلاح كنند. در اين قسمت برخي ديگر از موارد آسيب‌شناسي بحث مهدويت را به‌اختصار بيان مي‌كنيم.
    الف) پيروي از مدعيان دروغين نيابت: پرهيز از تبعيت از مدعيان دروغين نيابت و توجه به نمايندگان واقعي آن حضرت از ديگر مواردي است كه لازم است مورد توجه قرار گيرد. بنا بر آنچه در توقيع شريف امام زمان به نايب دومشان، يعني محمد‌بن‌عثمان عمري آمده است، حضرت دربارة حوادث جديد مي‌فرمايند: ... وَاَمَّا الحَوادثُ الواقِعَةُ فَارجِعُوا فيها اِلي رُواةِ حَدِيثِنا فَإِنَّهُم حُجَّتِي عَلَيكم و‌أنَا حُجَّةُ اللّه عليهم. البته بايد توجه داشت مقصود از روات، هر‌كس كه مدعي فهم روايات است، نيست؛ بلكه با توجه به كلام امام حسن عسكري، اين افراد داراي شرايطي هستند. اين شرايط عبارت است از: 1. اسلام‌شناس باشد؛ 2. صيانت نفس داشته باشد (پاك و عادل باشد)؛ 3. در صدد حفاظت از دين باشد (نه منافع فردي و گروهي)؛ 4. مخالف هواي نفس باشد (دنيا‌گرا نباشد)؛ 5. مطيع اوامر شارع مقدس باشد (تفسير به رأي نداشته باشد و در برابر نص، اجتهاد شخصي نداشته باشد). پس از اثبات اين شرايط، تودة مردم مي‌توانند به آنان رجوع كنند. البته خودِ حضرت تأكيد دارند كه اينان برخي از فقهاي شيعه هستند نه همة آنان. اين همان مقام مرجعيت در شيعه است كه در بحث حكومتي به ولايت فقيه معروف است.
    ب) زمان و مكان‌گرايي: توجه به امام عصر در هر زمان و هر مكان از ضروريات مذهب است. گاه به بهانة مسجد جمكران، مسجد سهله و... اصل وجود امام زمان فراموش مي‌شود و گاه امام زمان را محدود به مكان خاص مي‌كنند و فكر مي‌كنند فقط در آن مكان بايد به ياد امام باشند. هر دو اينها اشتباه است. همچنين بايد از محدود كردن امام زمان به عصر ظهور و يا ارتباط موقت و مقطعي با امام زمان، و محدود كردن آن امام همام به شب‌هاي چهارشنبه و جمعه پرهيز كرد؛ بلكه بايد از حضرت در هر زمان و مكان كمك خواست و همواره ـ ‌به‌ويژه در رفتارهاي اجتماعي‌ ـ به ياد حضرت بود.
    ج) خرافه‌گرايي: از مسائل قابل توجه در امر مهدويت، توجه به واقعيت‌هاي عصر ظهور است. نبايد با عقايدي مانند اينكه در زمان حضرت نان رايگان توزيع مي‌شود، يا همه با‌هم مساوي مي‌شوند و زحمات فردي ناديده انگاشته مي‌شود، و با خرافاتي از‌اين‌دست، از واقعيت‌ها فرار كرد. به‌يقين در زمان حضرت نيز تلاش فردي، تخصص در امور و توجه به واقعيت‌هاي آن زمان از موارد مورد اهميت است.
    د) نگاه صرفاً عقلاني به امام زمان: از موارد قابل ذكر در آسيب‌شناسي مهدويت نگاه صرفاً عقلاني، برهاني و استدلالي به امام زمان، و بي‌توجهي به دعا و توسل است. تداوم توسل و دعا براي تعجيل در فرج، امري مؤكد در شيعه است. نبايد به بهانة عقلاني كردن آموزة مهدويت، روح احساس را از بين برد. دعا و توسل جزء لاينفك شعاير شيعي است. اساساً شعور ديني بدون شور معنوي ابتر است.
    ه‍( عدم توجه به وظايف عصر ظهور: بايد با تقويت بنيان‌هاي فكري و عقيدتي، كوشش براي حفظ دين، آمادگي براي جانبازي در ركاب دين، گذشتن از دل‌بستگي‌ها و تعلقات دنيوي براي بقاي دين، كوشش براي شناخت امام زمان، اميد به وعدة الهي در شرايط سخت و ده‌ها وظيفة ديگر خود را براي ظهور آماده كنيم تا از منتظران واقعي قرار گيريم. فراموش كردن رسالت منتظران و وظايف عصر ظهور از جانب منتظران از بزرگ‌ترين آسيب‌هايي است كه متوجه شيعه خواهد شد.
    و) عدم توجه به مهدويت در بحث تعليم، تربيت و تبليغ: اين مورد كمتر مورد دغدغه بوده است. امروزه رسانه‌هاي غربي و شرقي به‌شدت به تبليغ موعودهاي خود مي‌پردازند. روشن است كه حكومت شيعي و به تبع آن، شيعيان بايد در تعليم، تربيت، تبليغ و همة ساحت‌هاي فردي و اجتماعي، مسئلة حضور حجت را برجسته سازند. پرداختن به مهدويت از زواياي مختلف در آموزش و پرورش، رسانه‌ها، كتاب‌هاي درسي و‌... از اهم وظايف شيعيان در عصر غيبت است. متأسفانه موعود شيعه كمتر در رسانه‌ها و آثار هنري مطرح بوده و اين بديل احسن در موعود، نياز به معرفي بيشتر هنري دارد و وظيفة هر هنرمند شيعي است كه در مباحث تعليم، تربيت و تبليغ به آن به‌مثابة يك رسالت بپردازد.

  • چگونه ممكن است آن حضرت در آن شرايط متولد شود و كسي متوجه نشود؟ اساساً تا چه اندازه مي‌توان به روايات تولد آن حضرت اعتماد كرد؟
    پاسخ: تولد آن حضرت شبيه تولد حضرت موسي بود. بنا بر نقل‌هاي معتبر، آن حضرت در نيمة شب جمعة پانزدهم شعبان سال 255 هجري قمري در سامرا متولد شد و چون حال مادر امام زمان شبيه حال مادر موسي بود، علايم وضع حمل نمايان نبود. از‌اين‌رو دشمنان و جاسوسان حكومتي متوجه نشدند. همة اين منابع به نقل از حكيمه‌خاتون، دختر امام جواد، خواهر امام هادي و عمة گرامي امام عسكري، به داستان تولد پرداخته‌اند. حکيمه‌خاتون شخصيتي با‌كفايت، مؤمنه و معلم نرجس‌خاتون بوده كه مورد وثوق شيعه است. نكتة قابل ذكر اين است كه علاوه بر شيعه، بسياري از بزرگان اهل سنت نيز به داستان تولد آن حضرت اشاره كردند و اين امر به وثاقت موضوع كمك مي‌كند. محمد‌بن‌طلحة شافعي در مطالب السؤل، محمد‌بن‌يوسف در كفاية الطالب، ابن‌صباغ در فصول المهمه، ابن‌حجر در الصواعق المحرقه، ابن‌خلكان در وفيات الاعيان و بسياري ديگر از علماي اهل سنت در كتاب‌هايشان تصريح كرده‌اند كه امام حسن عسكري داراي فرزندي بوده و شيعه آن را همان مهدي موعود مي‌داند. آنان حتي به نام و ويژگي‌‏هاي آن حضرت نيز اشاره كرده‌اند. بنابراين مي‌توان به‌صراحت اعلام كرد كه تولد آن حضرت قطعي است؛ به‌ويژه آنكه اگر روايات مربوط به تولد حضرت را از زبان پيامبر بررسي كنيم و در كنار رفتار حاكمان عباسي در مراقبت خاص از امام عسكري قرار دهيم، اتقان اين امر بيشتر مي‌شود.

  • آيا ممكن است شخصي اين‌قدر عمر كند؟ هر‌چقدر شخص قوي و عالم به اسرار زيستي باشد، باز‌هم نمي‌تواند عمر خود را تا اين حد افزايش دهد.
    پاسخ: با مراجعه به كتاب‌هاي آسماني، به‌ويژه قرآن مي‌توان به‌خوبي دريافت كه كارهاي خارق‌العادة بسياري در عالم واقع شده و معجزات زيادي صادر گشته كه همگي حاكي از قدرت لايزال الهي است. توفان نوح، سرد شدن آتش براي ابراهيم، تبديل شدن عصاي موسي به اژدها، پدر نداشتن حضرت عيسي، سخن گفتن در گهواره و زنده كردن مردگان توسط ايشان و در نهايت نزول قرآن همگي به قدرت الهي مستند است. اگر خداوند قادر است اين كارهاي خارق‌العاده را انجام دهد، قادر است حجت و ولي خود را نيز سال‌هاي متمادي نگه دارد. افزون بر اين، در كتاب‌هاي مقدس ساير اديان (مانند سفر پيدايش تورات) و قرآن نيز از افرادي نام برده شده است كه داراي عمرهاي طولاني بوده‌اند. همچنين وجود معمرين در تاريخ گواه بر اين مطلب است كه داشتن عمر طولاني امكان‌پذير است.

  • اگر امام زمان تا الان زنده است، آيا ازدواج كرده و داراي همسر و فرزند نيز است يا خير؟ و آيا آنان از امامت ايشان باخبرند يا نه؟
    پاسخ: در مورد اينكه در غيبت كبري براي آن حضرت همسر و فرزنداني هست يا نه، دليل قطعي بر وجود يا عدم آن نداريم. البته شواهدي بر اثبات اين امر وجود دارد. مي‌توان در سه بحثِ قواعد كلي، روايات و دعاها به اين امر پرداخت.
    الف) قواعد كلي: احكام كلي در شريعت محمدي ايجاب مي‌كند كه آن حضرت نيز مانند ديگر پيشوايان معصوم تشكيل خانواده داده و از سنت جد بزرگوارشان پيروي كند. برخي معتقدند: «چگونه ترك خواهد نمود چنين سنت عظيمة جد بزرگوار خود را، با آن‌همه ترغيب و تحريص كه در فعل آن، و تهديد و تخويف كه در ترك آن شده است. سزاوارترين امت در اخذ به سنت پيامبر، امام هر عصر است و تاكنون كسي ترك آن را از خصايص آن جناب نشمرده است».
    ب) روايات: دربارة همسر امام زمان، ظاهراً فقط يك روايت وجود دارد كه مرحوم كفعمي در كتاب مصباح آن را نقل كرده و فرموده همسر آن حضرت از نسل عبدالعُزي فرزند عبدالمطلب است. اما روايات متعددي دربارة وجود فرزند براي حضرت نقل شده است كه در ضمن آن وجود همسر نيز اثبات مي‌شود. از باب نمونه، روايتي وجود دارد كه امام صادق دربارة طولاني شدن غيبت مي‌فرمايند: «اين غيبت به‌قدري طولاني مي‌شود كه برخي مردم مي‌گويند وفات كرده و برخي مي‌گويند كشته شده و برخي مي‌گويند آمده و رفته، جز تعداد اندك از شيعيان، كسي بر باور خود استوار نماند و كسي از اقامتگاه او مطلع نمي‌شود، حتي فرزندان او جايگاه او را نمي‌دانند، به‌جز كسي كه متصدي امور اوست».
    ج) دعاها: علاوه بر روايات و قواعد كلي، برخي دعاها نيز كه از معصومان صادر گشته و يا از ناحية مقدسه رسيده است، دلالت دارند بر اينكه براي آن حضرت اهل‌و‌عيال و فرزنداني هست و در دعاها نامي از آنها برده شده و در حق آنان دعا شده است. در اين دعاها تعابيري مانند وُلد، ذرّيه، اهل‌بيت، و آل بيت به كار رفته است كه همگي بر وجود همسر و فرزند دلالت دارند. در برخي از دعاها چنين آمده است: وصلِّ عَلي وَلِيك وَوُلاةِ عَهدِهِ وَالأئمَّةِ مِن وُلدِهِ ومُدَّ فِي أعمارِهِم وَزِد في آجالِهِم؛ «درود خود را بر ولي امرت و اولياي عهدش و پيشوايان از اولادش نازل فرما و بر عمر و اجلشان بيفزا».
    البته بايد توجه داشت كه با وجود اين شواهد نيز نمي‌توان با‌قاطعيت از ازدواج آن حضرت سخن گفت. همچنين دربارة همسر و فرزندان حضرت نيز نمي‌توان اظهار صريح و قاطعي كرد.

  • اقامتگاه امام زمان كجاست؟ آن حضرت در چه مكاني اقامت دارند؟ در رضوي، ذي طوي، در سرداب سامرا، در جزيرة خضرا و يا‌...؟
    پاسخ: آنچه از روايات و حكايات معتبر استفاده مي‌شود، اين است كه امام در ايام غيبت كبري در مكان خاص و يا شهر معيّني استقرار ندارند؛ بلكه ايشان براي انجام وظايف الهي به همه‌جا سفر مي‌كنند و همة مكان‌ها در حيطة آمد‌و‌شد و اقامت حضرت قرار دارند. البته برخي مكان‌ها مانند مكه، مدينه، نجف، كوفه، كربلا، كاظمين، سامرا، مشهد، قم و بغداد و برخي از مكان‌هاي منتسب به آن حضرت مانند مسجد سهله، مسجد كوفه، مسجد جمكران، مقام حضرت مهدي در وادي‌السلام نجف، داراي اهميت و احتمال بيشتري هستند؛ اما نمي‌توان اين مكان‌ها را محل اقامت حضرت ناميد.
    كوه رضوي يا ذي طوي ـ ‌كه در دعاي ندبه مطرح شده است‌ ـ نيز نمي‌تواند محل اقامت حضرت باشد؛ زيرا اولاً، اين يك استفهام حقيقي نيست، بلكه به انگيزة بيان سوز و هجران و اظهار تأسف از فراق و حرمان از فيض حضور حضرت است؛ ثانياً، در همان دعاي ندبه فرازهايي وجود دارد كه بيانگر اين است كه حضرت در ميان مردم و در همة مكان‌ها وجود دارد.
    همچنين نمي‌توان اقامتگاه حضرت را منحصر به سرداب سامرا كرد. گرچه سرداب سامرا براي شيعه مقدس است، هيچ‌يك از بزرگان شيعه آن را اقامتگاه حضرت نمي‌دانند، و اين افتراها از جانب افرادي مانند ابن‌خلدون، ابن‌حجر و برخي از مخالفان شيعه به شيعه نسبت داده شده است.
    دربارة جزيرة خضرا نيز ـ ‌كه برخي آن را محل اقامت امام زمان مي‌دانند و براي آن نيز به نقل داستاني از شيخ‌شمس‌الدين و شيخ‌جلال‌الدين مي‌پردازند كه آنان نيز به نقل از زين‌الدين علي‌بن‌فاضل مازندراني آن را طرح كرده و در آن اقامتگاه حضرت را جزيره‌اي دور‌دست و صعب‌العبور در ميان دريايي با آب‌هاي سفيد‌رنگ مي‌دانند ـ بايد گفت: گرچه برخي از بزرگان اين روايت را پذيرفته‌اند، اولاً، راوي حديث فقط يك نفر است؛ ثانياً، روايت نيز سند معتبري ندارد و همه آن را از يك كتاب خطي قديمي نقل مي‌كنند؛ حتي مرحوم مجلسي دربارة آن مي‌فرمايد: چون من اين داستان را در كتب معتبر نيافتم، باب جداگانه‌اي را به آن اختصاص دادم [تا با مطالب كتاب مخلوط نشود]؛ ثالثاً، در متن داستان تناقضاتي ديده مي‌شود؛ مثلاً شيخ‌شمس‌الدين در يك‌جا مدعي است نايب امام زمان است، ولي تاكنون ايشان را نديده است و در جايي ديگر مي‌گويد من هر صبح جمعه براي زيارت امام به آن كوه مي‌روم؛ رابعاً، در داستان مواردي وجود دارد كه با عقايد رسمي شيعه متفاوت است؛ مانند قبول تحريف قرآن و اباحة خمس در زمان غيبت.
    در اين داستان يك عراقي به‌قصد تحصيل به شام و سپس به مصر و اندلس (اسپانيا) و از‌آنجا با رها كردن استادش به سمت جزيرة رافضي‌ها در ميان آب مي‌رود و در داستان حكايات عجيب و گاه متناقض نقل مي‌شود كه پذيرش آن را سخت مي‌كند. به‌علاوه امام زمان بنا بر روايات معتبر در ميان مردم زندگي مي‌كند و ايشان مردم را مي‌بينند، اما مردم نمي‌توانند ايشان را ببينند. در‌مجموع نمي‌توان پذيرفت امام زمان در چنين جزيره‌اي زندگي كند.

سایت رسمی

مرکز آموزش مجازی ونیمه حضوری موسسه امام خمینی بلوار امین 20متری گلستان پلاک 27

Daftar.ictu@qabas.net

(+98)25-32908193

Site::public.tanke_you_message