پرسش و پاسخ
-
انتظار فرج چیست؟
انتظار به حالت كسي گفته ميشود كه از وضع موجود ناراحت است و براي وضع بهتر تلاش ميكند و هدف او اصلاح وضع نامناسب موجود است. اين اصلاح گاه در مسائل روزمره و جزئي و گاه در مسائل كلي و جهاني است. انتظار قيام مصلح جهاني مركب از دو عنصر نفي و اثبات است. عنصر نفي همان اعلام بيگانگي از وضع موجود و در عنصر اثبات، خواهان وضع بهتر بودن است. اين دو عنصر، سازنده و عامل تحركاند. اساساً فضيلت انتظار از همين باب است. احاديث بسيار زيادي در باب فضيلت انتظار فرج وارد شده است. در روايات متعددي انتظار فرج بهعنوان برترين و بالاترين اعمال و عبادتها بهشمار آمده است. امام صادق در اين باره ميفرمايد: «كسي كه در حال انتظار فرج مهدي از دنيا رود، همانند كسي است كه با آن حضرت در خيمهاش باشد. سپس لحظهاي درنگ كرد و فرمود: بلكه مانند كسي است كه در ركاب او با شمشير بر سر دشمنان بكوبد، و سپس فرمودند: بلكه همچون كسي است كه در ركاب پيامبر خدا به شهادت رسد».
برخي از افرادِ بياطلاع از حقيقت مهدويت و انتظار، با استناد به پارهاي از روايات نامعتبر و تحريف معنوي پارهاي ديگر از احاديث مهدويت، گمان كردهاند كه انتظار فرج به معناي دست روي دست گذاشتن و اقدام نكردن و منتظر منفعل بودن است. اينان پنداشتهاند در دوران انتظار بايد از هر اقدامي در جهت مبارزه با ظلم و ستم خودداري كرد و دست از هرگونه سازندگي و اصلاحي برداشت و نهتنها با مفاسد اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و اخلاقي نبايد مبارزه كرد، بلكه در حد امكان زمينة توسعة فساد و عالمگير شدن آن را بايد فراهم ساخت، تا زمينة قيام مهدي هرچه زودتر فراهم شود. درحاليكه اهميت انتظار فرج، در تلاش براي سازندگي و اصلاح نهفته است. انتظار فرج، يعني تعهد نسبت به خوبيها و فضيلتها؛ نيرويي معنوي براي حركت و پويايي. انتظار فرجي كه در تشيع است، از جنس فعل است، نه انفعال؛ از سنخ عبادت است، نه كسالت.
انتظار فرج، به معناي خوشبيني واقعگرايانه، و نه وهمي و خيالي، نسبت به آيندة بشريت و فرجام تاريخ است. شيعه با اين اعتقاد خود، آيندهاي زيبا و نويدبخش را براي جهان و انسان انتظار ميكشد؛ آيندهاي كه در آن پيروزي نهايي صلح، عدالت، آزادي و صلاح و صداقت بر زور و جور و ظلم و استعباد و استبداد و اختناق و نيرنگ و فريب ترسيم شده است؛ آيندهاي كه در آن يك حكومت الهي واحد بر سراسر جهان حكمفرما خواهد بود و سراسر گيتي از رفاه و آباداني مناسب برخوردار خواهد شد.
آثار چنين انتظاري را ميتوان در چند مورد برشمرد: 1. خودسازي فردي (در ابعاد ديني و علمي)؛ 2. منحل نشدن در فساد محيط؛ 3. خودياري و اصلاح اجتماعي؛ 4. پايداري در برابر رهبريهاي فاسد و مبارزه با فساد؛ 5. تبعيت از نايب واقعي آن حضرت در راستاي اصلاح جامعه. -
آسيبشناسي قومي و نژادي ديدن امام زمان (نه جهاني ديدن ايشان) چیست ؟
انديشة مهدويت منحصر به شيعيان و يا مسلمانان نيست؛ بلكه همه يا اغلب اديان و مذاهب موجود در جهان، بهگونهاي به «موعود» باور دارند و يا دستكم آنچه كه مسلّم و قطعي است، متون ديني و معارف ديني اديان ابراهيمي به اين مسئله تصريح كردهاند. در زيارتنامة امام زمان، در مفاتيح الجنان، چنين ميخوانيم: «سلام بر آن مهدي كه خداي عز وجل به همة امتها وعده داده است كه بهوسيلة او سخنان و انديشهها را متحد كند و پريشاني را از ميان بردارد و زمين را پر از عدل و قسط كند».
اما آنچه را كه ميتوان بهعنوان تفاوتي آشكار ميان انديشة مهدويت در نزد شيعيان و اين انديشه در ميان ساير ملل و اقوام مشاهده كرد، اين است كه اين انديشه در نزد شيعيان يك انديشه و فلسفة جهاني است. به اين معنا كه مهدي در انديشة اسلامي، اختصاص به امتي خاص ندارد. قيام و دعوت او، قيام و دعوتي جهاني است و نه قومي و قبيلهاي و نژادي. او براي نجات بشريت ميآيد و نه براي سروري دادن نژاد و قومي خاص. او ياور مظلومان است و هدفش ظلمستيزي و عدالتگستري است.
پس نبايد اجازه داد كه همچون برخي از اديان و مكاتب ديگر، اين انديشه به شكل يك انديشة قومي و قبيلهاي توصيف شود. به تعبير شهيد مطهري نبايد اين انديشة بلند و جهاني را به شكل يك «آرزوي كودكانه» و قومي و قبيلهاي ترسيم كرده، آن را تا سطح فردي كه ميآيد بهقصد انتقامگيري و كينهتوزي پايين كشانيد. «گويي حضرت حجت فقط انتظار دارند كه كِي خداوند تباركوتعالي به ايشان اجازه بدهند كه مثلاً بيايند ما مردم ايران را غرق در سعادت كنند يا شيعه را غرق در سعادت كنند؛ آنهم شيعهاي كه ما هستيم كه شيعه نيستيم». چنين تصوير و تفسيري از مهدويت بسيار شبيه تفسير يهوديت از موعود است. -
آسيبشناسي تعيين وقت براي زمان ظهور چیست؟
تقريباً در همة اديان و مكاتبي كه معتقد به آمدن منجي و هدايتگر جهاني هستند، علايم و نشانههايي براي زمان ظهور او بيان شده است، و بازهم ميتوان گفت كه همة آنها در مقاطع مختلفي از تاريخ خود، گمان كردهاند كه آن نشانهها تحقق يافته و شرايط و ويژگيهاي آخرالزمان كاملاً نمايان شده است؛ اما اين مهم هرگز محقق نشد. بهعنوان مثال، در يهوديت افراد بسياري براي ظهور ماشيح (موعود يهود) در زمانهاي مختلف تعيين وقت كردند كه هيچيك محقق نشد و ضربة بزرگي به يهوديت زد. يا بسياري از مسيحيانِ نخستين ميپنداشتند عيسيبنمريم، همان موعود منتظر آنان است، اما پس از مدتي مشاهده كردند (به پندار آنان) كه به صليب آويخته شد. ازاينرو چنين معتقد شدند كه سه روز پس از مرگ، مجدداً از قبر خود برخاسته و به آسمانها رفته و منتظر موقعيتي ديگر براي بازگشت است. حتي حواريان چنين ميپنداشتند كه زمان بازگشت ثانوي عيسي بسيار نزديك است و آنان شاهد بازگشت او خواهند بود؛ اما چنين نشد. مسيحيان از اين تجربة تاريخي عبرت نگرفتند و تا روزگار حاضر نيز به تعيين وقت براي بازگشت ثانوي عيسي مسيح اقدام ميكنند كه در همة موارد اين تاريخها نادرست درآمد.
شبيه همين روند را ميتوان بهگونهاي ديگر در جهان اسلام نيز مشاهده كرد. در مقاطع مختلف تاريخي، حتي در زمان حضور امامان شيعه نيز عدهاي از مسلمانان دست به تطبيق شرايط و تعيين وقت ميزدند و حتي قيامهايي را به نام مهدي موعود شكل دادند كه از آن جمله ميتوان به قيام مختار براي انتقامگيري از قاتلان امام حسين اشاره كرد.
در قيام نفس زكيه نيز از اين اعتقاد نهايت بهرهبرداري را كردند. در اواخر دوران بنياميه كه سادات حسني دست به قيامهاي متعدد و پراكندهاي زدند، نفس زكيه نيز قيام كرد. قيام او تا آنجا اهميت پيدا كرد كه حتي عدهاي از عباسيان نيز با او بيعت كردند و حتي برخي از ياران امام صادق از وي خواستند تا با نفس زكيه بهعنوان مهدي منتظر بيعت كند. امام صادق در پاسخ فرمودند كه اگر هدف محمد از قيام، امربهمعروف و نهيازمنكر است، كار او را تأييد كرده و از او حمايت ميكنم؛ اما اگر واقعاً معتقد است كه مهدي موعود است، اشتباه ميكند؛ او مهدي موعود نيست. آنچه كه مسئله را براي خيلي از افراد مشتبه كرده بود، اين بود كه ميديدند اولاً، نام نفس زكيه، محمد است، و پيامبر هم دربارة مهدي موعود گفته بود: اسمُهُ اسمي و از طرفي نيز نشانهاي در شانهاش بود كه مردم ميپنداشتند اين نشانه هم از علايم مهدي موعود است.
عطش ظهور و شدت انتظار شيعيان و مسلمانان بهقدري بود كه پس از شهادت بسياري از ائمة اطهار عدهاي از پيروانشان شهادت و مرگ آنان را منكر شده و در آن تشكيك ميكردند و ميگفتند كه شايد او مهدي موعود باشد و اكنون از نظرها غايب شده است. دربارة امام باقر، امام صادق و بهويژه امام موسي كاظم چنين مسائلي پديد آمد.
بنابراين يكي از آسيبهاي جدي و مخربي كه ممكن است انديشة مهدويت را به انحراف بكشاند، ايجاد عطش كاذب و بحث تعيين وقت براي ظهور امام زمان است. اين مسئله متأسفانه، امروزه نيز در جامعة ما كموبيش توسط عدهاي از سخنرانان و مداحان، آگاهانه يا ناآگاهانه، دامن زده ميشود كه بايد بهشدت با آن مقابله كرد و اجازه نداد كه اين باور و اعتقاد پاك و حياتبخش و نيروزا، ملعبة دست عدهاي از افراد قرار گيرد و با برانگيختن احساسات صرف و غيرواقعگرايانه، موجبات نااميدي و يأس و سرخوردگي اجتماعي را ايجاد كنند. در اين رابطه همواره بايد بدانيم كه:
اولاً، خِرد تاريخي ما حكم ميكند كه از تاريخ عبرت گرفته و در باب زمان ظهور، تعيين وقت نكنيم؛
ثانياً، بسياري از روايات علايم ظهور، به دليل ابهامي كه دارند، نشانههاي قطعي و يقيني را به ما نميدهند و بر اساس آنها نميتوان وقت ظهور را تعيين كرد. فيالمثل، اين سخن امير مؤمنان را كه ميفرمايد: العجب كل العجب بين الجمادي ورجب... هرگز نميتوان با قاطعيت تطبيق بر مورد و مصداق خاصي كرد. در همين سالهاي اخير شاهد بوديم كه برخي از سخنرانان در جريان جنگ اول خليج فارس، اين خطبه را به آن حادثه تطبيق كردند. چند سال پيش، عدهاي آن را به خراب شدن برجهاي مركز تجارت جهاني در امريكا تطبيق كردند! يا اينكه در روايات آمده است كه پيش از ظهور امام زمان يك حكومت شيعي برقرار ميشود كه تا زمان ظهور ادامه دارد و پرچم را به دست امام زمان ميدهد. علامه مجلسي به دليل حسن ظني كه به حكومت صفويه در آن زمان داشته است، در بحار الانوار اظهار اميدواري كرده است كه اين حكومت، همين حكومت صفويه باشد. البته اين بزرگوار بهطور قطعي آن را تطبيق بر حكومت صفويه نكرده است، و صرفاً اظهار و ابراز اميدواري است. يا مسئلة دجال را نيز نبايد بر افراد و اشخاص خاصي تطبيق كرد؛ زيرا اصولاً براي بسياري از انديشمندان بزرگ و مهديپژوهان سترگ، هنوز حقيقت دجال چندان معلوم نيست. آيا اين واژه به شخص و فرد خاصي اشاره دارد يا آنكه بياني تمثيلي از يك جريان و پديده است؟ پس نبايد بدون تأمل به خود اجازه دهيم كه آن را بر هر فرد يا جرياني تطبيق كنيم؛
ثالثاً و مهمتر از همه اينكه روايات فراواني از ائمة اطهار داريم كه بهشدت از توقيت يا تعيين وقت نهي كردهاند. بهعنوان نمونه، دو روايت را ذكر ميكنيم:
شخصي از امام صادق پرسيد: فدايت شوم، اين امري كه منتظر آن هستيد، چه زماني رخ ميدهد؟ بهراستي كه خيلي طول كشيده است! امام در پاسخ فرمودند: كساني كه تمنا و آرزوي زودرس دارند، دروغ ميگويند؛ كساني كه تعجيل ميكنند، نابود ميشوند و كساني كه تسليم امر خداوند هستند و بهسوي ما ميآيند، اهل نجاتاند.
در حديث ديگري امام صادق به مفضل ميفرمايد: «اي مفضل، براي ظهور مهدي، تعيين وقت نكن؛ زيرا كسي كه براي مهدي ما تعيين وقت كند، درحقيقت خود را شريك علم خداوند پنداشته و عملاً ادعا كرده است كه خداوند او را بر اسرار خودش آگاهانيده است».
بر اين اساس همة كساني كه با استناد به برخي از روايات ميخواهند براي زمان ظهور تعيين وقت كنند، مشمول اين حكم امام صادق قرار خواهند گرفت، و مخاطبان آنان بايد به توصية امام خود، صادق آل محمد، عمل كنند و هيچ كوتاهي و درنگي در تكذيبشان نداشته باشند.
در برخي از روايات به برخي از حكمتهاي نامعلوم بودن زمان ظهور اشاره شده است. براي نمونه، در حديثي از محمدبنحنفيه نقل شده است كه به امام عرض ميكند آيا وقت معيني براي زمان ظهور هست؟ امام در پاسخ ميفرمايد: خير؛ زيرا علم خداوند غالب بر علم و دانش تعيينكنندگان وقت است. سپس امام براي توضيح حكمت مخفي بودن زمان ظهور و پرهيز از تعيين وقت براي آن، داستان حضرت موسي را مثال ميزند كه خداوند با موسي سي شبانهروز براي ميقات خود وعده گذاشت، اما بعداً ده شبانهروز ديگر بر آن افزود؛ درحاليكه نه موسي و نه قومش از آن خبر نداشتند و انتظار اين افزايش را نداشتند. قوم موسي بهجاي آنكه صبوري پيشه كنند و با پيروي از نايب موسي، برادرش هارون، راه او را ادامه دهند، دچار يأس و نااميدي شده و خيلي سريع تحت تأثير تبليغات ملحدان و مخالفان دين قرار گرفتند و در مدتي كوتاه از خداپرستي به گوسالهپرستي روي آوردند! همانطور كه ميبينيم، در اين حديث شريف به يكي از مهمترين و خطرناكترين پيامدهاي رواني و اجتماعي مسئلة تعيين وقت اشاره شده است؛ يأس و نااميدي و تأثيرپذيري از حيلهها و نيرنگهاي دشمنان دين. طبيعي است كه وقتي پيشبينيها محقق نشود، آرامآرام بسياري از افرادي كه تحت تأثير آن پيشبينيها قرار گرفته بودند، دچار يأس و سرخوردگي خواهند شد. حتي ممكن است از اساس منكر وجود امام زمان شوند.
افزون بر اين، تعيين وقت، موجب سودجويي افراد فرصتطلب خواهد شد. اين كار موجب ميشود عدهاي بر موج احساسات ديني مردم سوار شده، و نهايت بهرهبرداريهاي مادي و سياسي خود را از آنها بكنند. -
آسيبشناسي تفسير نادرست از روايات مربوط به نشانههاي ظهور چیست؟
بخش زيادي از روايات مربوط به مهدويت، ناظر به نشانهها و علايم ظهور است. در اين دسته از روايات، علايم و نشانههاي بسيار زيادي دربارة زمان ظهور ذكر شده است؛ علايمي از قبيل نداي آسماني، شيوع و رواج گستردة ظلم و ستم و هرجومرج اجتماعي، قتل نفس زكيه، خروج دجال، خروج سفياني، طلوع خورشيد از مغرب، گسترش جنگ و خونريزي در جهان (مرگ سرخ)، شيوع بيماريهاي كشنده مانند طاعون (مرگ سفيد)، تخريب ديوار مسجد كوفه، و امثال آن.
اما همانگونه كه در قسمت گذشته گفته شد، زمان ظهور امام زمان براي هيچكس، غير از خدا، بهطور قطعي مشخص نيست و به همة شيعيان و مهديباوران دستور اكيد داده شده است كه مدعيان تعيين وقت براي زمان ظهور را تكذيب كنيد. اصولاً علايم و نشانههاي ظهور، مستلزم ظهور نيستند؛ يعني ممكن است بسياري از نشانههاي ظهور تحقق پيدا كنند، اما خود ظهور محقق نشود. همچنين ممكن است هيچيك از علايم و نشانهها، يا بسياري از آنها، تحقق پيدا نكنند، اما ظهور محقق شود. به همين دليل است كه در روايات تأكيد شده است شما بايد همواره و در هرلحظهاي اميد ظهور را داشته باشيد؛ زيرا امر ظهور مهدي موعود همچون مسئلة نبوت است كه ممكن است ناگهان و بدون اطلاع قبلي رخ دهد. در حديثي آمده است همانطور كه خداوند بهصورت ناگهاني و بدون اطلاع قبلي حضرت موسي را در مدين به نبوت و رسالت برگزيد، ممكن است امر فرج را نيز بهصورت ناگهاني اصلاح كند.
امام جواد ميفرمايد مسئلة ظهور هم به همين صورت است؛ يعني بهصورت ناگهاني و غيرمترقبه ممكن است رخ دهد. پس بايد همواره آماده بود. هر صبح و شام بايد منتظر بود. به تعبير امام رضا: تَوَقَّعُوا الفرجَ مِن تحتِ اقدامِكُم؛ «هرلحظه منتظر فرج باشيد».
در برخي از روايات مربوط به علايم ظهور، از دو نوع علامت سخن رفته است: علايم حتمي و علايم غيرحتمي. علايم غيرحتمي به علايمي گفته ميشود كه اگر هم رخ دهد، دليل بر ظهور نخواهد بود؛ اما علايم حتمي به اين معناست كه حتماً بايد پيش از ظهور و يا همزمان با ظهور رخ بدهند. برخي از مهديپژوهان بر همين مسئله تأكيد دارند و معتقدند تا علايم حتمي تحقق نيابد، ظهور محقق نخواهد شد. اما روايتي از امام جواد وجود دارد كه ميفرمايد گرچه در اصل قيام قائم بدا رخ نخواهد داد؛ زيرا قيام قائم وعدة الهي است و وعدة خداوند تخلفناپذير است؛ اما در علايم حتمي آن مثل خروج سفياني نيز ممكن است بدا رخ دهد و بدون تحقق اين علامت، ظهور تحقق يابد.
پرسش: اگر زمان ظهور نامشخص است و هرگز نبايد دربارة آن انديشيد، پس فلسفة ذكر اينهمه علامت و نشانه براي آخرالزمان چيست؟
پاسخ: آگاهي از علايم و نشانههاي ظهور، فوايد و آثار بسيار زيادي را در پي دارد كه از آن جمله ميتوان به تشخيص حركتهاي انحرافي از حركتهاي صحيح و ناب اشاره كرد. اگر نگاهي گذرا به تاريخ اسلام، بهطور عام، و تاريخ تشيع، بهطور خاص داشته باشيم، خواهيم ديد همواره افراد و گروههايي بودهاند كه به نام مهدي قيام و حركتي را آغاز كردهاند و عدهاي را فريفتة خود ساختهاند و پس از مدتي فرقه و حزبي جديد تأسيس كردهاند. وجود مدعيان دروغين مهدويت (متمهديان) در تاريخ تشيع و اسلام حقيقتي است كه بر همگان آشكار است. كم نبودهاند افرادي نظير مهدي سوداني و احمد قادياني و باب و بها كه از اين حقيقت اسلامي سوءاستفاده كرده و خود را بهعنوان مهدي منتظر معرفي كردهاند و مردم ناآشنا با حقيقت مهدويت نيز فريب تبليغات ظاهري آنان را خورده و از بذل مال و جان خود در راه آنان كوتاهي نكردهاند. يكي از بهترين فوايد آشنايي با علايم ظهور اين است كه ميزاني براي تشخيص افراد فرصتطلب و تفرقهافكن در اختيار ما قرار ميدهد.
از ديگر فوايد طرح علايم ظهور در روايات و آشنايي با آنها، ايجاد اميد و نشاط و پويايي در ميان پيروان است. توضيح آنكه همة علايم ظهور از يك سنخ نيستند؛ برخي از آنان نشانههاي منفصلاند كه حاكي از فرج مقطعي و جزئي هستند. مشاهدة اين نوع نشانهها موجب جلوگيري از يأس و سرخوردگي در جامعة پيروان خواهد شد و تحمل غيبت بزرگ و طولاني را بر آنان آسان ميكند. -
آسيبشناسي ادعاي ديدار با امام زمان چیست ؟
امام زمان در نامهاي به چهارمين و آخرين نايب خاصش، چنين مينويسد:
به نام خداوند بخشندة مهربان. اي عليبنمحمد سمري! خداوند به بازماندگان تو صبر عطا كند؛ زيرا تو تا شش روز آينده از دنيا خواهي رفت. پس كارهاي خود را سامان ده و كسي را بهعنوان جانشين خود معرفي نكن؛ زيرا زمان غيبت دوم (غيبت كبري) فرارسيده است. پس از اين، ظهوري نخواهد بود، مگر با اذن الهي و اين بعد از زماني طولاني و قساوت دلها و پر شدن زمين از جور خواهد بود، و بهزودي كساني در ميان شيعيان من پيدا خواهند شد كه مدعي مشاهده و ديدار با من هستند. آگاه باشيد كه هركسي پيش از خروج سفياني و صيحه، مدعي مشاهده شود، دروغگو و مفتري است. ولا حول ولا قوة الا باللّه العلي العظيم.
علامه مجلسي در ذيل اين روايت ميگويد ازآنجاكه خبرهاي زيادي دربارة ديدار با امام زمان از سوي عالمان بزرگ به دست ما رسيده است، براي اينكه وجه جمعي ميان آن داستانها و اين حديث داشته باشيم، شايد بتوان گفت كه منظور از اين روايت مشاهدة همراه با ادعاي نيابت و دريافت اخبار خاص از جانب امام زمان است.
امام زمان در اين حديث ـ كه اولاً، محتوايي بسيار دقيق و سرنوشتساز دارد و ثانياً، هيچ معارضي در ميان روايات معتبر ندارد ـ ادعاي مشاهده و ديدار با او را از سوي هركسي كه باشد، صريحاً رد ميكند. بنابراين، نميتوان با استناد به اينكه داستانهاي زيادي دربارة ملاقات با امام زمان مطرح شده است و يا با استناد به داستان جزيرة خضرا ـ كه هيچ سند قطعي و دقيقي ندارد و داستاني مكاشفهگونه است ـ محتواي اين حديث را ناديده گرفت و آن را مردود و نادرست دانست. محتواي اين حديث اين است كه به چنين داستانها و حكايتهايي توجه نكنيد و به چنين ادعاهايي اهميت ندهيد و ميدان را براي مدعيان باز نگذاريد.
بنابراين، بر اساس اين حديث، هركسي كه مدعي ديدار و ملاقات با امام زمان در دوران غيبت كبري شود، بايد تكذيب شود. البته اين سخن منافاتي با اصل ديدار و ملاقات با امام زمان ندارد؛ زيرا حضرت نفرموده است كه ديدار با او، غيرممكن و محال است، بلكه فرموده است ادعاي ديدار را از كسي نپذيريد و اين حاوي نكتة بسيار مهمي است. امام زمان با اين سفارش الهي خود خواستهاند يكي از راههاي سودجويي برخي افراد را از اعتقاد شيعيان به آن حضرت، براي هميشه بسته نگه دارند. پس ديدار با امام زمان هرچند امري ممكن و شدني و بلكه منتهاي آرزوي هر شيعهاي است، بايد توجه داشت كه هركس رسماً و علناً در ميان تودة مردم ادعاي ديدار با امام زمان را داشته باشد، دروغگو و فريبكار است.
روايتي از امام صادق در اصول كافي نقل شده است كه از آن استفاده ميشود در دوران غيبت كبري نيز اصل رؤيت امام زمان براي عدة خاصي از پيروان و دوستداران آن حضرت ممكن است؛ اما همين افراد نيز اگر ادعاي رؤيت كنند، از آنان پذيرفته نخواهد شد.
قائم آل محمد دو نوع غيبت دارد: يكي كوتاه و ديگري بلند. در غيبت كوتاه، هيچكس جز شيعيان خاص آن حضرت از اقامتگاه و مكان او اطلاع ندارند و در دوران غيبت بلند، هيچكس جز خواص از دوستدارانش از مكان او اطلاعي ندارند.
سایت رسمی
مرکز آموزش مجازی ونیمه حضوری موسسه امام خمینی بلوار امین 20متری گلستان پلاک 27
Daftar.ictu@qabas.net
(+98)25-32908193
