پرسش و پاسخ
-
راه شناسایی پیامبران چیست ؟
آنچنانكه گذشت، تنها راه دستيابي به وحي، پيامبران هستند؛ ولي جريانات اجتماعي و مسائل تاريخي بهروشني دلالت دارند كه هميشه عدهاي سودجو و فرصتطلب وجود دارند كه راه تشخيص حق از باطل را با مشكل دچار ميكنند و با ادعاهاي دروغين خود موجبات شك و گمراهي انسانها را فراهم سازند.
بر اين اساس سؤال مهمي كه مطرح ميشود، اين است كه راه شناسايي پيامبران و فرستادگان الهي كدام است؟
در پاسخ به اين پرسش توجه به نكاتي لازم است:
الف) در عرف عقلاي عالم رسم بر اين است كه وقتي شخصي ادعا ميكند كه ازطرف شخص يا مقامي مأمور به كاري شده است و يا پيغام و خبري از جانب او دارد، درصورتيكه يقين به ادعاي او نداشته باشند، از او طلب دليل و نشانهاي ميكنند كه دلالت كند او فرستاده و پيامآور است. در صورت ارائة دليل و شاهد به سخنان او گوش داده و پيامش را ميپذيرند.
ب) هرچه فرستندة پيام مهمتر و پيام نيز داراي اهميت بيشتر و در امور مهم و سرنوشتساز باشد، پيامآور بايد دليل و شاهد محكمتري براي اثبات ادعايش ارائه كند.
ج) مسئلة پيامآوري از جانب خداوند عالم، آنهم در مسئلة مهمي كه مربوط به سرنوشت و سعادت انسانها است، از اين قاعده مستثنا نيست. ازاينرو مدعيان پيامبري بايد دليل يا شاهدي قوي براي ادعايشان مبنيبر اينكه از جانب خداوند مبعوث به رسالت شدهاند، اقامه كنند.
بنابراين فيالجمله وجود نشانه و دليل براي انبيا ضرورت دارد؛ چون تا نشانهاي نباشد، حجت بر مردم تمام نميشود. بر همين اساس بر خداوند لازم است كه پيامبران را مجهز به نشانهها (آيت) كند تا نقض غرض در ارسال رسل لازم نيايد. در لسان انديشمندان مسلمان از اين شاهد و دليل به علت ويژگيهايي كه بايد داشته باشد، تعبير به «معجزه» شده است. بر همين اساس، از ديدگاه انديشمندان مسلمان، مهمترين راه شناسايي پيامبران راستين آن است كه با مشاهدة مستقيم يا شنيدن خبرهاي متواتر و يقينآور به صدور معجزه از آنان يقين كنيم. معجزه، بر اساس معناي لغوي، به معناي كاري است كه ديگران از انجام آن ناتواناند و متكلمان در شرايط آن، اموري ازايندست را برميشمارند: خارقالعاده بودن، همراهي با ادعاي نبوت، هماهنگي با تواناييهاي ادعاشده، همراه بودن با تحدي و مبارزطلبي، و ناتواني ديگران از انجام مثل يا مشابه آن. اين شرايط را عقل درك ميكند.
در چگونگي دلالت معجزه بر صدق مدعيان پيامبري نيز تبيينهاي گوناگوني به عمل آمده كه يكي از آنها چنين است: الف) تواناسازي دروغگويان به انجام معجزه، موجب نقض غرض الهي است؛ چون موجب گمراهي انسان ميشود. ب) خداوند حكيم است. ازاينرو كاري كه موجب نقض غرض شود را انجام نميدهد. در نتيجه خداوند دروغگويان را قادر به انجام معجزه نميكند. بسياري از انديشمندان مسيحي نيز معجزه را مهمترين نشانة ارتباط با عالَمي ديگر خوانده و برخي از آنان نقض قوانين طبيعي را مهمترين ويژگي معجزه و نشانة دخالت مستقيم خداوند دانستهاند. افزون بر آنچه گذشت، بشارت پيامبران پيشين (و تحقق پيشگويي آنان دربارة پيامبر بعدي) را ميتوان از ديگر نشانههاي برخورداري از وحي بهشمار آورد. همچنين گاه اموري چون «پايداري تاريخي يك دين با وجود توطئهها و دسيسههاي دشمنان» و نيز «غناي محتوايي آن»نمايانگر وحياني بودن دين قلمداد شده است. اما حقيقت اين است كه پايداري تاريخي را نميتوان دليل حقانيت دانست؛ زيرا چهبسا انديشههاي نادرستي كه سالياني متمادي دوام مييابند. اثبات غناي محتوايي نيز از دسترس تودة مردم بهدور است. بااينهمه، با جمع و انباشت قرايني ازايندست ميتوان براي اعتماد به يك دين، پشتوانههاي بيشتري فراهم ساخت. -
عصمت انبیاء به چه معناست ؟
يكي از مهمترين ويژگيهاي پيامبران، عصمت آنان است. مراد از عصمت آن است كه پيامبران از انجام گناهان (اعم از صغيره و كبيره) مصون هستند. مراد از گناه اين است كه شخص معصوم مرتكب عملي نميشود كه در لسان فقه «حرام» ناميده ميشود، و همچنين عملي را كه در لسان فقه «واجب» شمرده ميشود ترك نميكند.
گسترة عصمت انبيا شامل دريافت و ابلاغ و تبيين وحي و شامل انديشه و كردار پيامبران است. -
منظور از عصمت در دریافت وحی چیست ؟
مراد از عصمت در دريافت وحي اين است كه پيامبران آنچه را كه خداوند بهعنوان وحي بر آنها فروميفرستد، بهصورت كامل و بدون هيچگونه كموكاست دريافت ميكنند.
دليلي بر اينكه پيامبران در دريافت وحي معصوماند، همان دليلي است كه نيازمندي به وحي را اثبات ميكند. بهراستي اگر يگانه راه دستيابي به سعادت، خود، دستخوش خطا شود، ارمغان بعثت و رهآورد نبوت چه خواهد بود؟
علاوه بر اين، چنانكه در وحيشناسي (درس چهارم) گذشت، حضوري بودن وحي، خود دليل ديگري بر خطاناپذيري آن است. -
منظور از عصمت در ابلاغ وحی چیست ؟
پيامبران افزون بر دريافت وحي، در ابلاغ و پيامرساني نيز از عصمت الهي برخوردارند و پيام الهي را بدون كوچكترين افزايش و كاهشي به انسانها ميرسانند. همان دليلي كه اصل نيازمندي به وحي را ثابت ميكند، عصمت پيامبران در ابلاغ وحي را نيز اثبات ميكند. قرآن كريم اين حقيقت والا را متناسب با سطح درك تودة مردم، اينگونه بازگو ميكند: «داناي نهان است و كسي را بر غيب خود آگاه نميكند؛ جز پيامبري را كه از او خشنود باشد، كه [در اين صورت] براي او از پيش رو و از پشت سرش نگهباناني برخواهد گماشت، تا معلوم بدارد كه پيامهاي پروردگار خود را رسانيدهاند».
-
منظور از عصمت در تبیین وحی چیست ؟
پيامبران در تبيين و تفسير وحي نيز از عصمت برخوردارند و دليل نيازمندي به وحي، عصمت پيامبران در اين بخش را نيز به اثبات ميرساند. آيات متعددي نيز دلالت بر عصمت انبيا در تبيين و تفسير وحي دارند كه به يكي از آنها اشاره ميشود: وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَي * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي.
اين دو آيه بهروشني دلالت دارند كه پيامبر بر اساس هوا و هوس سخن نميگويد. ازاينرو هرآنچه كه پيامبر پيرامون مسائل مختلف زندگي بيان ميكند، وحي الهي است. بدون شك از جملة اين سخنان تفسير و تبيينهايي است كه از وحي ارائه ميدهد.
سایت رسمی
مرکز آموزش مجازی ونیمه حضوری موسسه امام خمینی بلوار امین 20متری گلستان پلاک 27
Daftar.ictu@qabas.net
(+98)25-32908193
