پرسش و پاسخ
-
رابطه عصمت و استغفار چیست ؟
گريه و استغفار پيشوايان معصوم همواره شگفتي پيروانشان را برانگيخته و يكي از فضايل والاي آنان بهشمار آمده است؛ چنانكه انديشمندي يهودي يحييبنزكريا را با اين ويژگي ميستايد كه كان يبكي من غير ذنب و امير مؤمنان، علي در پاسخ ميفرمايد:
آري، يحيي چنان بود؛ ولي محمد به درجاتي بالاتر از آن دست يافت. يحييبنزكريا در زماني ميزيست كه نه جاهليتي وجود داشت و نه بتي در كار بود؛ ولي به محمد در سن كودكي و در ميان بتپرستان و حزب شيطان، حكم الهي و فهم و آگاهي داده شد، و هرگز گرايشي به بتها در او پديد نيامد. ... آن حضرت نيز، بدون آنكه جرم و گناهي از او سر زده باشد، از خشيت خدا چندان ميگريست كه جايگاه نمازش مرطوب ميگشت.
نيازي نيست كه در اينجا از چگونگي گريههاي معصومان و نالههاي شبانة آنان بيشازاين سخن بگوييم؛ زيرا «مادح خورشيد مداح خَود است / كه دو چشمم روشن و نامرمد است». آنچه بايد بيشتر بدان بپردازيم، اين است كه همين مسئله برخي را به تأمل دربارة عصمت معصومان واداشته و گاه بهانهاي براي انكار آن به دست داده است. براي نمونه، سخن يكي از نويسندگان معاصر را ـ هرچند سخن تازهاي نيست ـ ازنظر ميگذرانيم:
[بايد] دركي معقولتر از عصمت به ميان آيد و پذيرفته شود كه انسان بيگناه وجود ندارد؛ همه با ابليس درگيرند؛ همه محدوديت و كاستي دارند و تعهدشان در اين حد است كه مدام بخواهند به صورتي نسبي پيش بروند و خود را تعالي بدهند. انبيا همواره در چالش اخلاقي و معنوي بودند و ميكوشيدند. پيغمبر ما به گفتة خود، هر روز صد مرتبه توبه و استغفار ميكرد: انه ليغان علي قلبي واني لاستغفر اللّه كل يوم مائة مرة، و بر اساس صريح آيات، گناهاني داشت كه نيازمند آمرزش آنها بود. آنهمه راز و نياز پرسوزوگداز از پيغمبر و عليبنابيطالب و عليبنالحسين كه از گناهانشان ميناليدند، اداواطوار و نمايش براي ديگران نبوده؛ واقعاً احساس گناه ميكردهاند و در كار خودسازي و سلوك بودهاند. پس مردمان هم طبيعي است كه گناه بكنند. گناه در طرح خلقت آدمي مندرج است و زندگي انسان در اين سياره هرگز بدون گناه قابل تصور نيست. بنابراين، اينهمه مقدسمآبي و زهدفروشي نيز لازم نيست. به تعبير حافظ: «جايي كه برق عصيان بر آدم صفي زد / بر ما چگونه زيبد دعوي بيگناهي».
اين جملات دربردارندة سخنان حقي است كه از آن، معناي باطلي قصد شده و به نتيجهاي ناميمون انجاميده است. ما نيز ميپذيريم كه «همه با ابليس درگيرند»، اما بر اين باوريم كه معصومان در اين درگيري همواره پيروز ميدان بودهاند. آري معصومان «همواره در چالش اخلاقي و معنوي بودند»، اما به توفيق الهي هيچگاه نلغزيدند.
اين نكته نيز قابل پذيرش است كه «آنهمه راز و نياز پرسوزوگداز... اداواطوار و نمايش براي ديگران نبوده؛ واقعاً احساس گناه ميكردهاند». انديشمند بزرگ شيعه، مرحوم اربلي (متوفاي 692ق) يكي از كساني است كه بر اين حقيقت تأكيد ورزيده و به گفتة خود، با تأمل در آن و با عنايات امام موسيبنجعفر به نتايج ارزشمندي دست يافته است. گناهي كه معصومان راه گريزي از آن ندارند و براي جبران آن ناله سر ميدهند، آلودگي به محرمات الهي نيست؛ بلكه هركه در آن درگه مقربتر است، معيار دقيقتري را براي سنجش تخلفات خود در نظر ميگيرد و چيزي را گناه ميشمارد كه ديگران بهسادگي از كنار آن ميگذرند. با مثالي ساده بر روشني مطلب ميافزاييم. چهبسيارند كساني كه از قضا شدن نماز واجبشان اندوهي به خود راه نميدهند و كم نبودهاند تقواپيشگاني كه از بهجا نياوردن نمازي مستحبي ناله سر دادهاند، و اين زنجيره همچنان ادامه دارد و هيچگاه پايان نميپذيرد. هرچه بر معرفت و محبت رهرو راه خدا افزوده شود، بار سنگينتري بر دوش خود احساس ميكند و بيشازپيش بر كوتاهي خود در انجام وظيفه ـ آنچنانكه شايستة پروردگار است ـ پي ميبرد. سخن را با كلامي از مرحوم اربلي ـ كه از زاويهاي ديگر بر احساس گناه معصومان نظر انداخته است ـ پايان ميدهيم:
پيامبران و امامان ـ كه سلام خدا بر آنان باد ـ همواره در ياد خدا به سر ميبردند و در بالاترين مراتب قرب الهي ره ميسپردند و پيوسته در اين انديشه بودند كه مبادا لحظهاي از ياد او غافل گردند. پس هرگاه اندكي از اين مرتبة والا فروتر ميآمدند و ازسر نياز به اموري چون خوردن و آشاميدن، روابط زناشويي و يا حل و فصل مسائل اجتماعي روي ميآوردند، اين را گناهي بزرگ براي خويش ميشمردند. استغفار و توبة آنان نيز از چنين اعمالي بوده كه خودداري از آنها شايستة محبان و مقربان درگاه الهي است. بر اين اساس است كه پيامبر اكرم ميفرمايد: حسنات الابرار سيئات المقربين؛ «چهبسا اعمالي كه براي نيكان پسنديده و براي مقربان ناپسند است». -
جمع بندی مباحث پیامبر شناسی چیست ؟
1) مهمترين راه شناسايي پيامبران، صدور معجزه از آنان و بشارت پيامبران پيشين است.
2) همان دليلي كه نيازمندي به وحي را به اثبات ميرساند، خطاناپذيري آن را نيز اجتنابناپذير ميسازد.
3) پيامبران در ابلاغ و پيامرساني نيز معصوماند، و افزايش و كاهشي در آموزههاي وحياني پديد نميآورند.
4) انبياي الهي حتي پيش از رسالت نيز انديشة خود را به شرك نيالودهاند و از گناه و خطا در امور فردي و اجتماعي پيراسته بودهاند.
5) معصومين با بهرهمندي از علم و ارادهاي قوي ـ كه پيامد موهبتي است كه ريشه در شايستگيهاي اختياري آنان دارد ـ هيچگاه فكر گناه را نيز از سر نميگذرانند.
6) عصمت با سرشت انساني ناسازگار نيست: معصومين انسان برترند، نه برتر از انسان؛ بر انجام گناه توانايند، هرچند تن به آن نميآلايند؛ و به تعديل قوا ميپردازند، نه آنكه آنها را سركوب سازند.
7) عصمت پيامبران داراي فوايدي بيبديل است و ـ برخلاف آنچه برخي گفتهاند ـ روح و جان مؤمنان را نميآزارد.
8) كاربرد كلماتي چون عصيان، استغفار، توبه و ذنب گسترة وسيعي دارد و در قلمرو محرمات شرعي محدود نميشود.
9) هرچه بر معرفت رهرو راه خدا افزوده شود، بار سنگينتري بر دوش خود احساس ميكند و از كوتاهي در انجام وظيفه ـ آنچنانكه شايستة پروردگار است ـ ناله سر ميدهد. -
برخي از منابع مطالعاتي پیامبر شناسی کدامند ؟
1) جوادي آملي، عبدالله، وحي و نبوت در قرآن، اسراء، قم، 1381ش.
2) شريفي، احمدحسين و حسن يوسفيان، پژوهشي در عصمت معصومان، پژوهشگاه فرهنگ و انديشة اسلامي، تهران، 1377ش.
3) مصباح يزدي، محمدتقي، راهنماشناسي، اميركبير، تهران، 1375ش.
4) معرفت، محمدهادي، تنزيه انبيا از آدم تا خاتم، نبوغ، قم، 1374ش.
سایت رسمی
مرکز آموزش مجازی ونیمه حضوری موسسه امام خمینی بلوار امین 20متری گلستان پلاک 27
Daftar.ictu@qabas.net
(+98)25-32908193
