پرسش و پاسخ

  • شلاير ماخر ادامة حيات مسيحيت را در خطر مي‌ديد. وي متوجه شد كه اگر نهضت انتقادات و عوامل مختلف در تضاد با مسيحيت رايج ادامه يابد، ديگر جايگاهي براي دين مسيحيت باقي نمي‌ماند. از‌اين‌رو، با بهره‌گيري از جريان رُمانتيك، تلاش كرد پاية جديدي براي معرفت ديني تدوين كند تا بتواند دين را از آسيب‌هاي برآمده از زمينه‌هاي فوق حفظ كند. وي اهداف ذيل را براي طرح نظرية تجربة ديني دنبال مي‌كرد:
    الف) مبتني نبودن اساس دين بر شناخت عقلاني
    ازآنجا‎كه افرادي مانند كانت، هيوم و... انتقاداتي ‎را به ‎اصول ‎اعتقادي دين وارد كردند، مدعي ‎شدند كه ‎معارف ‎ديني قابل ‎اثبات ‎عقلاني نيستند؛ يعني ‎عقل از اثبات ‎و يا ادراك ‎آنان عاجز است و در نتيجه معتقد شدند كه ‎دين ‎پايه ‎و اساسي ندارد. بر اين ‎اساس، شلايرماخر براي ‎دفاع از اساس ‎دين، اعلام‎ كرد كه ‎اساس ‎دين، عقل ‎و شناخت عقلاني نيست؛ بلكه اساس‎ دين، احساس‎ و تجربة ديني است. جايگاه دين، درون خانة دل است، نه انديشه و عقل بشري. بنابراين‎ مباحثات ‎فراواني ‎كه‎ در مورد دلايل ‎اثبات‎ وجود خداي متعال، اعتبار كتاب‎ مقدس، معجزات‎ و نظاير آن‎ انجام ‎شده‎اند، همگي‎ در حاشية دين‎ قرار دارند. قلب‎ دين ‎هميشه ‎احساسات و عواطف‎ بوده ‎است، نه ‎دلايل ‎و مباحث‎ عقلي.
    ب) ضروري نبودن تبيين عقلاني براي دين
    از‌آنجا‌كه محور معرفت ديني، عقل و شناخت عقلاني نيست، بنابراين قابل تبيين عقلاني نبودن آموزه‌هايي مثل تثليث، فدا، تجسد و‌... مشكلي را به وجود نمي‌آورد و این بهترین دلیل برای نجات مسیحیت از نظر ماخر بود. او تلاش داشت با نگاهی تجربه گرایانه و نه عقلانی به تمامی شبهات در این زمینه پاسخ گوید.

    ج) برقراري سازگاري ميان ثبات دين و تحولات آن
    گفته شد كه وجود اديان متكثر از عوامل مؤثر در پيدايش تئوري تجربة ديني بوده است. شلاير‌ماخر معتقد بود كه با تحليل دين به تجربة ‌ديني مي‌تواند همة اديان را بر‌حق بداند؛ زيرا وي در تجربة ديني بر اين باور بود كه همة انسان‌ها در همة اديان از تجربة ديني مشتركي برخوردارند و تفاوت و اختلاف در اديان ناشي از تفسيرهاي متفاوت از همان تجربه‌هاي مشترك است. تجربة پيامبران مشترك است، ولي آنها در تفسير و تعبير تجربه‌ها دچار اختلاف مي‌شوند. به همين دليل است كه جان هيك، پدر پلوراليسم ديني، تجربة ديني را يكي از مباني كثرت‌گرايي ديني مي‌داند.
    لازم به ذکر است از‌ نظر برخي از روشن‏فكران مسلمان و مسيحي، تفسير سنتي از وحي نمي‌تواند ميان امور ثابت ديني و دگرگوني در نيازهاي بشري آشتي برقرار سازد. در‌حالي‌كه اگر وحي تجربة ديني پيامبر به‌شمار آيد، زمينة اين تحليل فراهم مي‏شود كه هرچند همة انبيا وحي را از منبع يگانه‏اي دريافت مي‏كردند، نقش پيامبر در تعبيرِ اين تجربه، آن امر ثابت را با مقتضيات زمان وي هماهنگ مي‏سازد. همچنين متدينان نيز همواره تفسير جديدي از اين تجربه به دست مي‏دهند و قرائت تازه‏اي از دين فراهم مي‏سازند. بدين‌ترتيب، «الهيات عبارت است از تفسير مدام اين تجربة ديني، و چون اين تفسير در هر عصر با عوامل تاريخي فهم محدود و مقيد مي‌شود، پس الهيات همواره متغير خواهد بود» که این همه تحت تأثیر شلایر ماخر بود (برای آگاهی از دیدگاه روشنفکران در این باره ر.ک: محمد مجتهد شبستري، «مدرنيسم و وحي»، در: كيان، ش29).

  • در جهان اسلام، اقبال لاهوري از نخستين كساني است كه وحي را تجربة باطني پيامبر مي‏نامد و آن را در كنار دو نوع تجربة ديگر جاي مي‏دهد: تجربة بيروني و تجربة تاريخي.( ر.گ: محمد اقبال لاهوري، احياي فكر ديني در اسلام، ترجمة احمد آرام، ص 147 به بعد).
    برخي از نويسندگان معاصر نيز از اين رويكرد جانب‏داري كرده، بر اين باورند كه بايد الگوهاي سنتي را كنار بگذاريم و به پديده‏هايي همچون وحي از چشم‏انداز تجربه نظر اندازيم:
    در طول تاريخِ اديانِ وحياني، پيروان اين اديان وقتي خواستند بفهمند وحي چيست، آن را با پارادايم (الگو)هاي معرفتي كه در دست داشتند، مورد تفسير قرار دادند. در ميان يهوديان و مسيحيان و مسلمانان، مدل معرفتي، مدل ارسطو بوده است و لذا با آن مدل به مسئله نزديك مي‏شده‏اند. امروز اگر مدل معرفتي ديگري پذيرفته شود، مثل مدل تجربة ديني، در اين صورت با اين پارادايم بايد به وحي نزديك شد و تمام مسائل را از اين زاويه ديد. (محمد مجتهد شبستري، نقدي بر قرائت رسمي از دين، ص405).
    برخي صريحاً به تأسی از برخی روشتفکران غربی، وحي را تجربة دروني پيامبر قلمداد كرده و آن را خطاپذير مي‌دانند؛ زيرا همواره تعبير و تفسير انسان تجربه‌كننده آن را در معرض برداشت‌هاي نادرست قرار مي‌دهند: «اعتناي خداوند اين نبوده است كه يك كتاب معصوم املا كند، يا تعاليم تخطي‏ناپذير و خطاناپذيري القا كند. ... وحي الوهي و واكنش انساني همواره در‌هم‌تنيده بوده است. يك مواجهه كه به مشيت و مبادرت الهي بوده، توسط بشرِ جايزالخطا، تجربه، تعبير و توصيف شده است». (ر.ک: ايان باربور، علم و دين، ترجمة بهاءالدين خرمشاهي، ص269؛ و ر.ك: محمد مجتهد شبستري، هرمنوتيك كتاب و سنت، ص200).
    برخي از روشن‏فكران براي آنكه از‌يك‌سو، چاره‏اي براي وحياني بودن الفاظ قرآن كريم بينديشند، و از سوي ديگر، سازگاري دين ثابت آسماني را با شرايط متغير اجتماعي نشان دهند، تجربة ديني پيامبر اكرم را تعبير‌نشده خوانده و تفسير آن را به آدميان طول تاريخ واگذارده‏اند. بر اساس اين ديدگاه، راز خاتميت دين اسلام در اين نكته نهفته است كه وحي اسلامي به‌گونه‏اي تعبير‌نشده در اختيار همگان قرار گرفته است تا در هر دوراني تعبيري مناسب از آن ارائه شود و قرائت تازه‏اي از دين فراهم آيد؛ يعني برخلاف پيامبران ديگر كه برداشت خود را از تجربة باطني‏شان پيشكش امت‏ها مي‏كردند، دربارة رسول گرامي اسلام تقدير الهي بر اين قرار گرفته است كه «عين تجربة باطني پيامبر، بدون تفسير، در اختيار مردم قرار گيرد...؛ گويي كه آن تجربه براي ما و براي هر نسلي در هر عصري تكرار مي‏شود». (عبدالكريم سروش، فربه‏تر از ايدئولوژي، ص77).
    این روشن‌فكران مسلمان به‌صراحت وحي را تجربة‌ ديني پيامبر دانسته‌اند:
    مقوم شخصيت و نبوت انبيا و تنها سرماية آنها همان وحي و به اصطلاح امروز، «تجربة ديني» است. در اين تجربه، پيامبر چنين مي‌بيند كه گويي كسي نزد او مي‌آيد و در گوش و دل او پيام‌ها و فرمان‌هايي را مي‌خواند و او را مكلف و موظف به ابلاغ آن پيام‌ها به آدميان مي‌كند و آن پيامبر چنان به آن فرمان و آن سخن يقين مي‌آورد و چنان در خود احساس اطمينان و دليري مي‌كند كه آماده مي‌شود در مقابل همة تلخي‌ها و تنگي‌ها و حمله‌ها و دشمني‌ها يك‌تنه بايستد. (همو، بسط تجربة نبوي، ص3).
    البته سخن در این باره زیاد است. امروزه برخی از روشنفکران چنین اعتقادی به وحی دارند و همان رویکرد تجربی را به وحی دارند و اعتقاد سنتی را نمی‌پذیرند که ما به همین مقدار بسنده می‌کنیم.

  • نظرية ‌تجربة ديني كه در غرب مطرح شد و برخي از روشن‌فكران مسلمان نيز به آن استناد كردند، از دو جهت دچار اشكالاتي است. از سويي، برخي محذورات عقلي را به دنبال دارد و نمي‌توان لوازم آن را پذيرفت و از سوي ديگر، با آيات قرآن كريم نيز ناسازگار است. از‌اين‌رو، پس از نقد عقلي اين ديدگاه به نقدهاي درون‌ديني خواهيم پرداخت. (برای مطالعه بیشتر ر.ک: سيد‌محمود نبويان، جستارهايي در باب دين و دنياي مدرن، ص234ـ239).
    1. نقد عقلي
    ـ بي‌اعتنايي به عقل و برهان
    عقل و توانايي بر فهم و استدلال از امتيازات بشر به‌حساب مي‌آيد. در‌حالي‌كه ديدگاه تجربة ديني صريحاً این ابزار و معيار مهم معرفتي را به كنار نهاده است. معارف اسلامي هر‌يك از عقل و شهود را در جايگاه شايستة خويش مي‌نشانند و دادِ هيچ‌يك را از راه بي‌حرمتي به ديگري نمي‌ستانند، و بدين‌طريق، هماهنگي خود را با توانايي‌ها و نيازهاي واقعي انسان به‌خوبي نشان مي‌دهند. در دیدگاه تجربة دینی با انسداد باب عقل و تأکید بر روی تجربه عملاً اصلی‌ترین ابزار معرفتی را به کنار نهاده و تلاش دارد تا با رویکرد تجربی به مسایل مهم که نیاز به عقل و برهان دارد پاسخ دهد و این خود ضعفی بزرگ برای این دیدگاه است.

    ـ ارزش معرفتي و اعتبار تجربة ديني
    يكي از اشكالات اساسي به ديدگاه تجربة ديني اين است كه تجربه‌هاي ديني از ارزش معرفتي براي ديگران برخوردار نيستند؛ زيرا ممكن است در هر تجربة ديني، تجربه‌گر امور ديگري را تجربه كند و به‌خطا گمان كند كه موجود متعالي را تجربه كرده است. به‌عبارت‌ديگر، صرف اينكه تجربه‌گر مدعي شود كه وجود خداوند يا ديگر امور متعالي را تجربه كرده است، نمي‌توان به سخن او اعتماد كرد و او را در اين ادعا صادق دانست. البته تجربة ديني نوعي احساس و علم حضوري است كه در آن خطا راه ندارد، ولي ذهن انسان همواره مانند دستگاهی خودكار، از يافته‌هاي حضوري عكس‌برداري مي‌كند و صورت‌ها يا مفاهيم خاصي را از آنها گرفته و سپس به تجزيه‌و‌تحليل و تعبير و تفسيرهايي دربارة آنها مي‌كند. در‌واقع همين تحليل و تعبيرها مي‌توانند موجب پيدايش خطا در تفسير تجربه‌هاي ديني شوند. با توجه به خطاپذيري تجربة ديني، هدايت خداوند متعال نسبت به انسان دچار تزلزل شده و اين با حكمت او ناسازگار است؛ زيرا معنا ندارد موجود حكيم زمينه را براي انحراف مردم از حقيقت مطلق فراهم كند. و راه تجربه امکان انحراف را بسیار بالا می‌برد.
    ـ اثر فردي تجربة ديني
    تجربه‌هاي ديني انسان‌ها همان احساسات شخصي آنهاست كه هر‌كسي با توجه به شرايط و موقعيت‌هاي خاص از آنها برخوردار است. اين تجربه‌ها وابسته به ادراكات شخصي افراد هستند و نمي‌توان ماهيت آن را براي ديگران نيز به نمايش گذاشت. بنابراين دليلي ندارد كه ديگران نيز تابع احكام و لوازم تجربه‌هاي شخصي تجربه‌گر باشند. اگر وحی تجربه دینی باشد با توجه به فردي بودن تجربه‌هاي ديني، چرا انسان‌ها بايد از دستورات دين ـ ‌كه برآمده از تجربه‌هاي ديني است‌ ـ اطاعت كنند و در مقابل پيامبران تسليم باشند؟

    ـ امكان تأثير القائات شيطاني و هواهاي نفساني در تجربة ديني
    از ويژگي‌‏هاي تجربة دروني انسان‌ها اين است كه اين تجربه‌ها ممكن است متأثر از القائات شيطاني يا هواهاي نفساني باشند. از‌آنجا‌كه انسان‌ها همواره در معرض وسوسه‌هاي شيطان و نفس اماره هستند، چه‌بسا از تجربه‌هايي برخوردار شوند كه حقيقت نداشته و در تبعيت از نفس و شيطان بروز كرده باشند. چگونه مي‌توان چنين تجربه‌هايي را مبناي دين‌داري و بندگي قرار داد؟ و اساساً چه راهی برای اثبات این امر داشت که فلان تجربه الهی است یا شیطانی؟ و آیا می‌توان چنین تجربه‌ای را سبب سعادت ابدی دانست؟

    ـ امكان تأثر تجربة ديني از فرهنگ زمانه
    انسان‌ها موجوداتي فارغ از زمان، محيط پيرامون و فرهنگ حاكم بر عصر خويش نيستند. از ويژگي‌‏هاي نهفته در طبيعت بشر زندگي اجتماعي و روابط فرهنگي است. تجربه‌هاي انسان (هم تجربه‌هاي بيروني و هم دروني)، با توجه به شرايط فرهنگي‌ ـ ‌اجتماعي حاكم شكل مي‌گيرند. اگر تجربه‌هاي دروني و در نتيجه تجربه‌هاي ديني از فرهنگ حاكم بر زمان تأثير بپذيرند، به اين معناست كه تجربه‌ها تابع فرهنگ و ارزش‌هاي حاكم هستند؛ حتي اگر اين فرهنگ‌ها و ارزش‌ها باطل باشند. بنابراين ديدگاه تجربة ديني به اين معنا خواهد بود كه دين مي‌تواند بر مبناي باطل بنا نهاده شود و اين پيامد نيز با هدايت الهي در تعارض خواهد بود. به عبارت دیگر چگونه می‌توان چنین دیدگاهی را که متأثر از فرهنگ زمانه خویش است الگوی سعادت تمام بشر دانست؟ و اساساً این نگاه به دین فردی منجر خواهد شد که ریشه‌ای انسان مدارانه دارد و نمی‌توان آن را دید الهی برای همه دانست.
    ـ آگاهي‌بخشي محدود تجربة ديني
    تجربه‌هاي ديني اطلاعات محدودي را در اختيار مي‌نهند؛ همانند تجربة وجود خداوند، درك حضوري برخي صفات الهي، تجربة فرشتگان، احساس عبوديت و تعلق به موجود متعالي و...؛ در‌حالي‌كه در متون مقدس، از جمله قرآن كريم، اطلاعات گسترده‌اي ارائه شده‌اند كه در حوزة تجربة ديني نمي‌گنجند؛ مانند اخبار گذشتگان و آيندگان، آفرينش آسمان و زمين، احكام شرعي و... . اگر وحي همان تجربة دروني ‌ديني باشد، اين آگاهي‌هاي غير‌تجربي از كجا آمده‌اند؟ آيا داستان آدم و حوا و يا آفرينش مرحله‌اي انسان به تجربة دروني انبيا آمده است؟

    2. نقد قرآني
    اگر‌چه ديدگاه تجربة ديني ناظر به متون مقدس، از جمله قرآن كريم است، اما روشن‌فكران مسلمان، قرآن كريم را به‌منزلة كتاب هدايت مي‌پذيرند. بر همين اساس، استناد به آيات متعارض با ديدگاه تجربة ديني، در نقد اين ديدگاه امري معقول است. آيات تحدي، آيات دال بر نزول قرآن از سوي خداي متعال، مانند يوسف (12)، 2؛ آيات دال بر نزول قرآن به‌واسطة فرشتة الهي، مانند شعراء (26)، 193ـ194؛ آيات دال بر لزوم تبعيت پيامبر از وحي، مانند يونس (10)، 109؛ و... تجربي بودن وحي را نفي مي‌كنند. در این باره در بحث قرآن شناسی (بحث آیا قرآن تحت تأثیر فرهنگ زمانه بوده یا نه؟ بیشتر بحث شده است)
    در مجموع باید گفت این موارد،‌ تنها بخشی از ایرادات وارد بر نظریة تجربه دینی بودن وحی است. علاقمندان می‌توانند به کتاب‌های مربوط مراجعه کنند. بحث در این باره بسبار است و ما به همین مقدار اکتفا می‌کنیم.

  • ـ جهت آشنایی با دیدگاه مشهور علمای شیعه درباره وحی:
    1. سيد ‌محمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن.
    2. مرتضي مطهري، مقدمه‏اي بر جهان‏بيني اسلامي: وحي و نبوت.
    3. عبدالله جوادي آملي، وحي و نبوت در قرآن.
    4. محمدتقي مصباح يزدي، آموزش عقايد.
    5. محمدتقي مصباح يزدي، معارف قرآن 4 و 5 (راه و راهنماشناسي).
    6. جعفر سبحاني، الالهيات علي هدي الكتاب و السنه و العقل.
    7. ابراهيم اميني، وحي در اديان آسماني.
    8. محمدباقر سعيدي روشن، تحليل وحي از ديدگاه اسلام و مسيحيت.
    9. سيد‌محمود نبويان، جستارهايي در باب دين و دنياي مدرن.
    ـ جهت آشنایی با دیدگاه غربیان در باب وحی:
    1. ايان باربور، علم و دين، ترجمة بهاءالدين خرمشاهي.
    2. مايكل پترسون و ديگران، عقل و اعتقاد ديني، ترجمة احمد نراقي و ابراهيم سلطاني.
    3. وين پراودفوت، تجربة ديني، ترجمة عباس يزداني.
    ـ جهت آشنایی با دیدگاه روشنفکران غرب زده در باب وحی
    1. محمد اقبال لاهوري، احياي فكر ديني در اسلام، ترجمة احمد آرام.
    2. عبدالكريم سروش، فربه‏تر از ايدئولوژي.
    3. عبدالكريم سروش، بسط تجربة نبوي.
    4. عبدالکريم سروش، «بشر و بشير»، «نقش پيامبر در قرآن»، و «طوطي و زنبور»، در: سروش وحي،
    5. بازرگان، مهدي، شناخت وحي.
    6. محمد مجتهد شبستري، نقدي بر قرائت رسمي از دين.
    7. محمد مجتهد شبستري، هرمنوتيك كتاب و سنت.
    8. محمد مجتهد شبستري، «مدرنيسم و وحي»، در: كيان، ش29.
    9. احمد نراقي، رسالة دين‏شناخت.
    10. مهدي بازرگان، شناخت وحي.

سایت رسمی

مرکز آموزش مجازی ونیمه حضوری موسسه امام خمینی بلوار امین 20متری گلستان پلاک 27

Daftar.ictu@qabas.net

(+98)25-32908193

Site::public.tanke_you_message